علوم غريبه :طلسم ادعیه ذکر احاديث دعا رمل جفر : شرايط استجابت دعا
آيات قرآن راجع به دعا کردن
?.(اعراف آيه ??):براي خدا نام هاي نيک اشت پس او را به وسيله آنها بخوانيد و دعا کنيد.
?.(غافر آيه ??):مرا بخوانيد و درخواست کنيد تا پاسخ دهم.
?.(انعام آيه ??):اي پيامبر نبايد آنان را که هر صبحگاه و شبانگاه خدا را مي خوانند از پيش خود براني.
?.(فرقان آيه ??):اي رسول من بگو اگر به سوي خدا متوجه نشويد و دعا نکنيد پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد.
سخن حضرت علي (ع) راجع به دعا کردن: دعا سپر مومن در مقابل بلاهاست و اگر درب خانه اي را زياد بکوبي عاقبت به رويت باز شود.خداوند دوست داردبندگانش از او درخواست کنند و به پاداش دعاي آنان در روز قيامت مانند عملهاي ديگرشان خواهد داد.
چه وقت هايي براي دعا کردن مناسب است
امام صادق (ع) فرمودند: سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است
?.بعد از نماز واجب
?.هنگام آمدن باران
?.هنگام ظاهر شدن آيه و نشانه ء معجزه اي از طرف خدا براي بندگان خود
شرايط دعا کردن
اول: اعتراف به گناهان
دوم: شکر نعمت ها
سوم: صلوات بر محمد و آل محمد
چهارم: دعا کردن و حاجت خواستن
پنجم: صلوات بر محمد و آل محمد
دعا کردن سه حالت دارد که به هر حالتي که باشد براي بنده اجر معنوي دارد
حالت اول : آن که صلاح بنده در آن هست و به او مي رسد و مشروط به دعا نيست و در اين صورت ثمره دعا در تقرب بنده است به خدا.
حالت دوم : آن که صلاح بنده در آن هست و رسيدن به آن مشروط به دعا کردن است و در اين صورت ثمره ء دعا دو چيز است يکي رسيدن به مطلب و ديگر تقرب به خدا.
حالت سوم : آن که صلاح بنده در آن نيست و به آن نمي رسد و در اين صورت ثمره دعا دو چيز است يکي تقرب به خدا دوم عوض آن که در دنيا از او منع شده در آخرت به اضعاف آن به او عطا مي شود.
دعا را شرايطي است :
اول : خواستن و طلب
شرط اولش اين است که واقعا خواستن و طلب در وجود انسان پيدا شود و تمام ذرات وجود انسان ، مظهر خواستن گردد ، واقعا آنچه ميخواهد به صورت يک احتياج و استدعا و حاجت درآيد ، همان طوري که اگر در يک نقطه بدن يک احتياجي پيدا شود تمام اعضا و جوارح شروع ميکنند به فعاليت و حتي ممکن است عضوي به مقدار زيادي از کار خود بکاهد براي رفع احتياجي که در فلان نقطه بدن پيدا شده است . اگر مثلا تشنگي بر انسان غلبه کند اثر تشنگي در وجناتش پيدا ميشود ، حلق و کبد و معده و لب و زبان و کام همه آب ميگويند .
اگر هم در آن حال بخوابد آن را به خواب ميبيند ، چون واقعا بدن محتاج به آب است .
احتياج روحي و معنوي انسان که جزئي از عالم خلقت است نسبت به کل جهان همين طور است . روح انسان جزئي است از عالم وجود . اگر واقعا خواهش و احتياجي در وجودش پيدا شود ، دستگاه عظيم خلقت او را مهمل نمي گذارد .
فرق است بين خواندن دعا و دعاي واقعي . تا دل انسان با زبان هماهنگي نداشته باشد دعاي واقعي نيست . بايد در دل انسان جدا و واقعا خواست و طلب پيدا شود ، حقيقتا در وجود انسان احتياج پديد آيد که :
هر چه روييد از پي محتاج رست
تا بيابد طالبي چيزي که جست
هر که جويا شد بيابد عاقبت
مايهاش درد است و اصل مرحمت
هر کجا دردي دوا آنجا رود
هر کجا فقري نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا پستي است آب آنجا رود
آب کم جو تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
« امن يجيب المضطرإذا دعاه و يکشف السوء »" (نمل ، 62)
آيا کيست که مضطر را هنگام نياز اجابت کند و بدي را از وي دور سازد ( او بهتر است يا اين بتهاي ناتوان ؟ )
دوم :ايمان و اعتماد به استجابت
شرط ديگر دعا ايمان و يقين است ، ايمان به رحمت بي منتهاي ذات احديت ، ايمان به اينکه از ناحيه او هيچ منعي از فيض نيست ، ايمان داشته باشد که در رحمت الهي هيچگاه به روي بندهاي بسته نمي شود ، نقص و قصور همه از ناحيه بنده است . در حديث است :
« إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 305 )
يعني آنگاه که دعا ميکني حاجت خود را دم در آماده فرض کن .
علي بن الحسين زين العابدين عليهما السلام در دعاي معروف ابوحمزه که اميد و اطمينان در آن موج ميزند و آن حضرت در سحر ماه مبارک رمضان ميخوانده است اينچنين به خداي خود ميگويد :
" « اللهمإني أجد سبل المطالبإليک مشرعة ، و مناهل الرجاء لديک مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإليک للصارخين مفتوحة ، و أعلم أنک للراجين بموضعإجابة و للملهوفين بمرصدإغاثة ، و أن في اللهفإلي جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع الباخلين ، و مندوحة عما في أيدي المستأثرين ، و أن الراحلإليک قريب المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک إلا أن تحجبهم الامال دونک » " (دعاي شريف ابوحمزه ثمالي که در سحرهاي ماه مبارک رمضان خوانده ميشود) .
يعني بار الها ! من جادههاي طلب را به سوي تو باز وصاف ، و آبشخورهاي اميد به تو را مالامال ميبينم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهاي دعا را به روي آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده ميبينم ، و به يقين ميدانم که تو آماده اجابت دعاي دعا کنندگان و در کمين پناه دادن به پناه خواهندگان هستي ، و نيز يقين دارم که به پناه بخشندگي تو رفتن و به قضاي تو رضا دادن ، کمبودهاي بخل و امساک بخل
کنندگان و ظلم و تعدي ستمکاران را جبران ميکند .
و هم يقين دارم که آن کس که به سوي تو کوچ کند راه زيادي تا رسيدن به تو ندارد . و يقين دارم چهره تو در پرده نيست ، اين آمال و اعمال ناشايست بندگان است که حجاب ديده آنها ميگردد .
سوم : مخالف نبودن با سنن تکوين و تشريع
شرط ديگر دعا اين است که بر خلاف نظام تکوين يا نظام تشريع نباشد .
دعا استمداد و استعانت است براي اينکه انسان به هدفهايي که خلقت و آفرينش و تکوين براي او قرار داده و يا تشريع و قانون آسماني الهي که بدرقه تکوين است معين کرده ، برسد .
دعا اگر به اين صورت باشد شکل يک حاجت طبيعي به خود ميگيرد و دستگاه خلقت به حکم تعادل و توازني که دارد و هر جا احتياجي هست فيض و مدد ميرسد ، او را ياري و کمک ميکند .
و اما خواستن و طلب چيزي که بر خلاف هدف تکوين يا تشريع است ، مانند خواستن خلود در دنيا يعني عمر جاويدان که مرگ هرگز به سراغش نيايد يا خواستن قطع رحم ، قابل استجابت نيست ، يعني اين گونه دعاها مصداق واقعي دعا نمي باشند .
چهارم : هماهنگي ساير شؤون دعا کننده
شرط ديگر اينکه ساير شؤون زندگي انسان با دعا هماهنگي داشته باشد . يعني آنها با هدف تکوين و تشريع هماهنگي داشته باشند ، دل ، پاک و صاف باشد ، کسب و روزي ، حلال باشد ، مظالم مردم بر گردن نداشته باشد . در حديث است از امام صادق عليهالسلام :
" « إذا أراد أحدکم أن يستجاب له فليطيب کسبه ، و ليخرج من مظالم الناس . وإن الله لا يرفعإليه دعاء عبد و في بطنه حرام ، أو عنده مظلمة لاحد من خلقه » " بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 321
يعني هرگاه يکي از شما بخواهد دعايش مستجاب شود ، کار و کسب و راه در آمد و روزي خود را پاکيزه کند و خود را از زير بار مظلمههايي که از مردم برعهده دارد خلاص کند ، زيرا دعاي بندهاي که در شکمش مال حرام باشد به سوي خدا بالا برده نمي شود .
پنجم : مورد دعا نتيجه گناه نباشد
شرط ديگر اينکه حالتي که بالفعل دارد و آرزو دارد آن حالت تغيير و حالت بهتري پيدا کند ، نتيجه کوتاهي و تقصير در وظايف نباشد . و به عبارت ديگر ، حالتي که دارد و دعا ميکند آن حالت عوض شود ، عقوبت و نتيجه منطقي تقصيرات و گناهان او نباشد ، که در اين صورت ، تا توبه نکند و علل و موجبات اين حالت را از بين نبرد آن حالت عوض نخواهد شد.
مثلا امر به معروف و نهي از منکر واجب است . صلاح و فساد اجتماع بستگي کامل دارد به اجرا و عدم اجراي اين اصل . نتيجه منطقي ترک امر به معروف و نهي از منکر اين است که ميدان براي اشرار باز ميشود و آنها بر مردم مسلط ميگردند .
اگر مردم در اين وظيفه خود کوتاهي کنند و به عقوبت و نتيجه منطقي اين کوتاهي مبتلا شوند و آن وقت بخواهند ابتلاهاي خود را با دعا رفع کنند ، ممکن نيست .
راه منحصر اين است که توبه کنند و دو مرتبه در حدود امکانات خود امر به معروف و نهي از منکر بکنند ، البته در اين صورت تدريجا به هدف و مطلوب خود خواهند رسيد .
« إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم »" (رعد ، . 11 )
سنت الهي اين است که مادامي که مردمي وضع و حالت خود را در آنچه به خودشان مربوط است تغيير ندهند ، خداوند سرنوشت آنها را تغيير نمي دهد . در احاديث معتبره وارد شده است :
" « لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر أو ليسلطن الله عليکم شرارکم ، فيدعو خيارکم فلا يستجاب لهم » " (کافي ، ج 5 .).
بايد امر به معروف و نهي از منکر کنيد ، و گرنه بدان شما بر شما مسلط خواهند شد و آنگاه نيکان شما دعا ميکنند و دعاهاي آنها مستجاب نخواهد شد .
در حقيقت ، اين گونه دعاها نيز بر خلاف سنت تکوين و تشريع است . همين طور است آدمي که عمل نمي کند و تنها به دعا ميپردازد . او نيز کاري بر خلاف سنت تکوين و تشريع ميکند .
اميرالمؤمنين عليهالسلام ميفرمايد :
" « الداعي بلا عمل کالراعي بلا وتر » " (بحار اعنوار ، ج 93 ، ص . 312 )
يعني آن که عمل نمي کند و دعا ميکند ، مانند کسي است که با کماني که زه ندارد ميخواهد تيراندازي کند . يعني عمل و دعا مکمل يکديگرند ، دعاي بدون عمل اثر ندارد .
ششم : دعا نبايد جانشين فعاليت قرار گيرد
شرط ديگر اين است که واقعا مظهر حاجت باشد . در موردي باشد که انسان دسترسي به مطلوب ندارد ، عاجز است ، ناتوان است ، اما اگر خداوند کليد حاجتي را به دست خود انسان داده و او کفران نعمت ميکند و از به کار بردن آن کليد مضايقه دارد و از خدا ميخواهد آن دري را که کليدش در دست دعا کننده است به روي او باز کند و زحمت به کار بردن کليد را از دوش او بر دارد ، البته چنين دعايي قابل استجابت نيست .
اين گونه دعاها را نيز بايد از نوع دعاهاي مخالف سنن تکوين قرار داد .
دعا براي تحصيل توانايي است . دعا در صورتي که خداوند توانايي مطلوب را به انسان داده است از قبيل طلب تحصيل حاصل است . لهذا پيشوايان دين فرمودهاند :
« خمسة لا يستجاب لهم » " (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 356 ) .
يعني پنج دستهاند که دعاي آنها مستجاب نمي شود ،
يکي دعاي آن کس که زني دارد که او را اذيت ميکند و از دست او به تنگ آمده و تمکن دارد که مهر او را بپردازد و او را طلاق بدهد ، اما طلاق نميدهد و پيوسته ميگويد خدايا ! مرا از شر اين زن راحت کن
ديگر کسي که بردهاي دارد که مکرر فرار کرده و باز هم او را نگه داشته و ميگويد خدايا ! مرا از شر او راحت کن ، در صورتي که ميتواند او را بفروشد
سوم کسي که از کنار ديوار کج مشرف به سقوط عبور ميکند و ميبيند عن قريب سقوط ميکند ، اما او دور نمي شود و پيوسته دعا مي کند که خدا جان او را حفظ کند.
چهارم کسي که مالش را به ديگري قرض داده اما کوتاهي کرده و شاهد نگرفته و پولش بدون سند پيش طرف مانده و او نمي دهد و اين پيوسته دعا ميکند و از خداوند ميخواهد که پولش را به او برگرداند ، در صورتي که از اول در اختيار خود او بود که تا سند و شاهد نگيرد آن پول را به قرض ندهد.
پنجم کسي که در خانهاش نشسته و کار و کسب را رها کرده و پيوسته ميگويد : " اللهم
ارزقني " ( خدايا بمن روزي برسان )
بديهي است که منحصر به اين پنج مورد نيست . اين پنج مورد به عنوان مثال آورده شده براي مواردي که انسان تمکن دارد که از راه عمل و تدبير به هدف و مقصد خود برسد و معذلک کوتاهي ميکند و ميخواهد دعا را جانشين عمل قرار دهد .
خير ، اين طور نيست . دعا در نظام خلقت براي اين نيست که جانشين عمل شود . دعا مکمل و متمم عمل است نه جانشين عمل .
عشق من عاشقم باش